که عشق آسان نمود اول ولیــــــــــــــ

به نام حضورش

من الغریب الی الغریب الحبیب

و اما بعد

مولای حبیبم، سلام علیکم

از غربتم برایت می نویسم که جیره خوار را نشاید جز به خانه اربابش پناه ببرد و ارباب را چون کریم است نشاید که نیازمند را کنار بزند، شرح حالم را آورده ام :" قَلْبِی مَحْجُوبٌ وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ وَ عَقْلِی مَغْلُوبٌ وَ هَوَائِی غَالِبٌ وَ طَاعَتِی قَلِیلٌ وَ مَعْصِیَتِی کَثِیرٌ وَ لِسَانِی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ " فَکَیْفَ حِیلَتِی مولای؟

تو ولی و سرپرستمی،تو کریم و من اولاد الکرامی، آنقدر که از غربت غفلت و گناه و کم ظرفیتی و سستی ایمانم، از خودم به تو پناه آوردم...

 جوانی ام شمارش معکوس آغاز کرده، روا نباشد کسی که در تن خودش هم  غریب  است را برانی... مگر در مورد تو نگفته اند: وناصر لمن لا یجد ناصرا غیره...

والسلام علیک و من آبائک البرره

  

 

______________________________________________+++

دلم برای اردو جهادی تنگ شده؛ اردویی که تو اولیش بود که جون گرفتم و هنوزم دلتنگ اون اکیپ بی نهایت صمیمی 10 نفرمونم.. عهد اخوتی که بستیم و خیلی زود شدیم خواهر و هنوزم بعد چهار سال فراموش نکردیم همو هرچند قد آشنایی فقط 10 روز بود... درک می کردم دوستی رو که دلتنگ لحظه های ناب دانشگاه بود انگار که ...

تو شهر خودتم میون این مردمم یه جور جهادیه! اونم اسمش فرهنگی!که به اندازه موهای سرت فوت و فن باید داشته باشی و چن سالیم مطالعه حسابی،یه دل گنــــــــــــــــــــــتده و شارژر ماورایی که کم نیاری! نه جریان یه کلاشینکف ساده س نه درس شیمی دادن به کنکوریا ، نه کار پزشکی، گاهی به اندازه جهاد اکبر این جهاد اصغر نفس گیره، فک کنم اصلا نکته شم همینجاست که سربازای امروز باید جهاد اکبر رو رد کنن تا بتونن نمره خوب تو جهادد اصغر بگیرن!

ولی عجب طعمی داره اردوی جهادی ها! از اردوی جنوبم خوشمزه تره:) وقتی صبحا واسه بچه ها اینو  میزاری: ای لشکر صاحب الزمان آماده باش ... همه با یه لبخند از خواب بیدار می شن...

 

باور نکن تنهاییت را... :ا


نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢۳ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ توسط جامانده| دوستانه ها ()
 

به نام حضورش

دارم خودمو نگاه می کنم ببینم تا کجا کش میام... مزاحم نمیشم خداجون!شما ادامه بدین.. ولی گفته باشم دارم گم میشم و واسه خودم یه غریبه ها! نگی نگفتی...

 

فک می کنم حرف اضافه دارم میزنم ادامه بده خدای خوبم .. فعلا که کش داره میاد..


نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٩ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ توسط جامانده| دوستانه ها ()
 

به نام حضورش

 

دیروز مستخدم خوابگاهمون برام تعریف می کرد که: یه دختره که زن بابا داره تو همسایگی ما و به من پناه آورده، تا میشنوه من خونه ام بدو بدو میاد پیش من، منم هرچی پول پس انداز کرده بودم که واسه عید فطر واسه خودم لباس و کیف و کفش بخرم براش لباس خریدم می خواستم با یکی مشورت کنم ببینم باهاش چیکار کنم...

 

یاد شعر بی نظیر موسوی گرمارودی افتادم" آیا تاریخ، به تحیّر، بر دَرِ سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟ " یاد این افتادم که خدا چقدر بزرگ انسان را خلق کرد و بی نظیر، بلند نظر خلق کرد نه حقیر که اگر مولای بی همتای عالم علی فرمودند:بهای شما جز بهشت نیست ... نه اینکه له له بزن تا به بهشت برسی بلکه بی نظیر باش تا خدا بهشت را به تو پیشکش کند... طبق معمول درخشید چشمانم که خدایا شکر که مرا مسلمان آفریدی...

_____________________________________+++

زیارت عاشورا  که می خوانم یاد حرم تو می افتم بی بی زینب، که سلام و درود خدا برتو و نمی دانم چرا  یاد تو که می افتم دلم برای مولایم علی تنگ می شود...

مولایی، علی جانم، چقــــــــــــد به تــــــو مشتاقم..


نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٩ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ توسط جامانده| دوستانه ها ()
 

 

قصه همان قصه ی الهی و ربی و مولای من لی غیرک است، مولایَ...

که تو نباشی تو این دنیا، مثه یتیمی - با همه ی غربتش- کز می کنم کوشه ای، حتی اگر مالک همه دنیا باشم...

 

دیگه هیچ وقت هیچ وقت، هرگز اینجوری تنهام نذار... طاقت یتیمیم نیس... میدونی بهتر از من اینو..

 

گناهکارترینم باشم تو اوج گناه هم ،دلم به بودنت گرمه... در شان بی انتهای مهربانیت نیست کسی که به تو اینجور وابسته س رها کنی.. هر کی طبق شانش!! حتی یکی مثه من حتی پررو و بی چشم و رو  باشه...

 

_________________________________+++

دوست دارم خدای خوبم... خیلی

 


نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٤ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ توسط جامانده| دوستانه ها ()
 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin