که عشق آسان نمود اول ولیــــــــــــــ

به نام حضورش

عادت کرده ام همه ی بغض هایم را به پای تو بنویسم، برای تو، برای منی که معنی خیلی از بغض هایم را نمی  دانم.. یعنی باید به خودم فکر کنم تا بفهمم خودم را و نمی خواهم خودم را... یعنی خودم رو کمتر از همه دوست دارم.؟ شاید! از خودم کم می دانم.. فقط می دانم که خط قرمزم تویی..

همه بزرگتر می خواننم که برای تو  بغض هایم را میگذارم.. ولی من پیش تو کوچکتر میشوم... خجالت زده...بهشون بگو که من بزرگ شدن پیش تو را می خواهم... وقتی احساس کنم که تو بگی: بزرگ شدی!!

_________________________________________+++

محرم مثل عزیزی آمد... روی مه پیک او سیر ندیدیم که برفت..روزی بود تشنگی تو .. و من هرسال تشنه تر میشوم تورا!

فدای مهربانیت صاحبم.!تو که اینقدر هوای دل بی مقدار مرا در روضه های نامکشوف داری،کی هوای دل تو رو در روضه های مکشوف دارد؟..


نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۸ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط جامانده| دوستانه ها ()
 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin