به نام حضورش

دوست داشتم این مطلب آقای فاطمی را... تلنگری بود...

 

در حسرت شهادتیم؛
منتظِر منتَظَریم،
شادمانه،
در باغ شهادت را بروی خود گشوده میبینیم،
«...سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم...» زیارت عاشورا را از بر کرده ایم؛
«...حَربٌ لِمَن حارَبَکُم...» را نگه داشته ایم برای روز مبادا!!!

فراموش کرده ایم « لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْمِمَّا تُحِبُّونَ ...» را؛
پیشرفته ایم و گذشته ایم از گذشتن از« مِمَّا تُحِبُّونَ»!
و چون ادبیات عرب نخوانده ایم ،
نگرفتیم معنای «لَن» را. (1)
سوءتفاهم نشود!
از جانمان نگذشته ایم چون آن را برای حضرت حجت(عج)نگه داشته ایم!
با این وضع اقتصادی؛ از مالمان هم که نمیشود گذشت!
از هرچه بگذریم از وقتمان هم که نمیتوانیم بگذریم!
از هیچ چیزمان نمیتوانیم بگذریم!
ولی از این بحث به سهولت میتوانیم بگذریم!
ارض در «کُلُّ اَرضٍ کربُ بَلا»را
در «کربلای معلی» خلاصه  نموده ایم.
یوم در«کُلُّ یَومٍ عاشورا» را
منحصر کرده ایم به ایامی که نمود حق و باطل اظهر من الشمس است.
چشمانمان هنوز کربلای غزه را نمیبیند. باور نکرده ایم,
مگر کرب و بلا مصاف حق و باطل نبود؟
قیام درمقابل ظلمِ ظالم نبود؟!
ما را چه شده که در کربلای سال 61 هجری جامانده ایم و بروز نیستیم؟!!
هنوز شمر و یزید و علی اصغرهای زمانمان را نمیشناسیم!نه!
اشتباه شد!



شنیدیم که شهید مطهری چند دهه پیش فریاد زدند:«شمر زمانتان را بشناسید»؛
فریادشان را شنیدیم، شمر بروز شده  و باقی لشکریان را هم شناختیم!
ولی خدائیش بدجور زده ایم به جاده خاکی!
گرفتار دنیای مدرن شده ایم!
توان«حسینی» شدن نداریم.
روز قدس شده تمام دفاع ما از فلسطین!
انگاردر غیر روز قدس!!
کودکی در غزه،
جلوی چشمان مادر و پدرشان پرپر نمیشوند!!!!!!
(۱)در ادبیات عرب«لن» نفی ابد است . یعنی چنین چیزی تا ابد غیر ممکن است!!!!
و سخنی آرامش بخش از فرمانده ی کل:

تقدیر خداوند این است که فلسطین آزاد خواهد شد.


قدر الله ان فلسطین سوف تُحرّر
Allah has ordained That Palestine Will Be Liberated
و من به شما عرض کنم؛ همچنان که ستاره‌ى صبح امید درخشید، یک بار در انقلاب اسلامى، یک بار در جنگ تحمیلى، یک بار در زندگى شما آزادگان، در این قضیه هم قطعاً شفق امید خواهد درخشید و قطعاً فلسطین به دست مردم فلسطین برخواهد گشت و این زائده‌ى دروغى و جعلى از صحنه‌ى جغرافیا محو خواهد شد؛ در این تردیدى نیست.

___________________________________+++

گاهی بنظرم اصرار بر صفت خوبی (که تو صاحب اون صفت باشی) می شود بت، دست آویز شیطان، که یادت بره دین تیز بینی می خواهد و آپ تو دیت بودن ... که سرباز بودن در لحظه است و تو باید صفت مهمتری را بهش بپردازی...و گاهی بهایش می شود صفتی که تو دوست داری داشته باشی ولی شرایط تو را مجبور می کند که حتی توی این صفت هم برای خودت نباشی و جاری شوی...

/ 5 نظر / 2 بازدید
با رفیق

سلام عزیز دل آجی یعنی فقط دلم می خواد ببینمت. [آیکن: هر وقت دیدمت می گم چه آیکنی]

نامه های سرگشاده

طاعات و عبادات شما قبول خدا بهمون کمک کنه و سعی کنیم ولخرجی نکنیم!و اندوخته هامون رو زود خرج نکنیم! نوشته خیلی عالی بود و قابل استفاده

امین اکرمی

سلام، آخ آخ. خدا کنه یه جنگی بشه که ما بخوایم بریم فلسطین رو آزاد کنیم بعد دوباره آهنگران بیاد برامون بخونه و ما سربند ببندیم و بریم بجنگیم. بعد بریم اسرائیل و انتقام خون شهدای هسته ای مون رو از صهیونیست ها بگیریم و موشک های سجیل مون رو تو نقطه ی نقطه ی شهرک های اسرائیلی آزمایش کنیم و بعد خواهر برادرای فلسطینی مون آزاد بشن و ما یه freeparty بزرگ بگیریم و کلی شادی کنیم و تو مسجدالاقصی نماز بخونیم و بعد امام زمان (عج) ظهور کنند و ما بریم با ارتش امریکا بجنگیم و خانم های سربازشان را به کنیزی بگیریم و... خیلی خوب می شود اگر جنگ شود! دعا کنید هر چه زودتر به ما حمله کنند تا ما برای جنگ حجت شرعی داشته باشیم! *** درباره ی بند آخر: به نظرم باید چند بار دیگر بخونمش. عزیز باشید.

امین اکرمی

سلام، خوب آخه امام معصوم (ع) می تواند به جای کشتن زنان و مردان آن ها (دشمنان و متجاوزین به مسلمانان)، آن ها را بین مسلمین (که یکیشون بنده هستم) برای غلامی و کنیزی تقسیم کند. خوب این که خیلی لطفه! به جای اینکه کشته بشن، زنده می مونن و در پناه جامعه ی اسلامی هم قرار می گیرن. اما اون ها اگه از ماها کسی رو بگیرند تیکه تیکه می کنند! این قد راز دریچه ی این دنیای معاصر به قضایا نگاه نکنید! :دی ارزش های این دنیا جدید خیلی با ارزش های اسلامی در تضاد است. راستی به روزم. ببخشید که این رو خصوصی می ذارم. عزیز باشید.

غریب

حستان را گرفتم...وفکرتان را...بند آخر و باید یه بار دیگه بخونم بفهمم چی به کجاست...[چشمک][گل]